شهرنوش

لغت نامه دهخدا

شهرنوش. [ ش َ ] ( اِخ ) ابن هزاراسف. از حمکرانان رویان و رستمدار سلسله بادوسپان ملوک طبرستان معروف به گاوباره ( 510 - 523 هَ.ق. ). رجوع به التدوین و حبیب السیر چ تهران ص 103 و سفرنامه مازندران و استرآباد رابینو ص 26، 145 شود.

فرهنگ اسم ها

اسم: شهرنوش (دختر، پسر) (فارسی) (تلفظ: šahr nuš) (فارسی: شهرنوش) (انگلیسی: shahr nush)
معنی: زیبای شهر، مرکب از شهر+ نوش ( عسل ) یا نوش از مصدر نوشیدن ( نیوشیدن )
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم