القان

لغت نامه دهخدا

القان. [ اِ ] ( ع مص ) زود یاد گرفتن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). فراگرفتن و حفظ کردن سخنی بشتاب. ( از اقرب الموارد ).

فرهنگ اسم ها

اسم: آلقان (پسر) (ترکی) (تلفظ: alghan) (فارسی: آلقان) (انگلیسی: alghan)
معنی: ستودن و تمجید کردن
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم