ریحانا

لغت نامه دهخدا

ریحان ا. [ رَ نُل ْ لاه ] ( اِخ ) سیدریحان اﷲ پسر سیدجعفر کشفی دارابی.اصلاً از داراب فارس و خود مقیم بروجرد بود و در اواسط عمر به تهران آمد و متدرجاً از علمای تهران و صاحب محراب و منبر و مجلس گردید. وی بسال 1267 یا 1266 هَ. ق. متولد شد و بسال 1328 هَ. ق. درگذشت. ( از وفیات معاصرین قزوینی از مجله یادگار سال 3 ش 10 ).

فرهنگ اسم ها

اسم: ریحانا (دختر) (فارسی، عربی) (گل) (تلفظ: reyhana) (فارسی: ریحانا) (انگلیسی: reyhana)
معنی: گل خوشبو
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم