دریس. [ دَ ] ( ع ص ) نعت از دروس ، دارس. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). جامه کهنه. ( منتهی الارب ). جامه و زره کهنه ، گویند درع دریس. ( از اقرب الموارد ). || ( اِ ) دم شتر. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ).
دریس. [ دِ ] ( اِ ) دریش. ( آنندراج ). نام بازیی است. نوعی از بازی. ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). و رجوع به دریش شود.
دریس. [ دِ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان حومه بخش مرکزی شهرستان کازرون. واقع در 10هزارگزی شمال باختری کازرون کنار راه شوسه کازرون به بوشهر، با 464 تن سکنه. آب آن از قنات و رودخانه شاپور تأمین می شود. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 7 ).
دریس. [ دُ ] ( اِخ ) نام دو ناحیه از نواحی قدیم یونان است یکی در نزدیکی تِسالیا که ناحیه ای کوهستانی است و دیگری در سواحل غربی آسیای صغیر که جزایر رُدس وکُس و غیره از جمله آن بشمار میرفته است. ( ترجمه تمدن قدیم فوستل دکولانژ ص 476 ).
نام دو ناحیه از نواحی قدیم یونان است یکی در نزدیکی تسالیا که ناحیه ای کوهستانی است و دیگری در سواحل غربی آسیای صغیر که جزایر ردس و غیره از جمله آن بشمار می رفته است .
اسم: دریس (دختر) (فارسی) (تلفظ: doris) (فارسی: دُریس) (انگلیسی: doris)
معنی: مانند مروارید گرانبها و با ارزش
دریس (گیاه). دریس سرده، گیاهی از راسته باقلاسانان و تیره باقلائیان است و زیرخانواده باقالی ها می باشد. این گیاه بومی جنوب شرق آسیا و گینه نو است. ریشه گونه Derris elliptica، حاوی روتنن است که دارای خواص یک حشره کش می باشد و برای ماهی ها سمی است.
گونه های دریس به شرح زیر می باشند:
• D. cumingii
• D. elegans
• D. elliptica
• D. ferruginea
• D. malaccensis
• D. marginata
• D. microphylla
• D. ovalifolia
• D. parviflora
• D. philippinensis
• D. polyantha
• D. robusta
• D. scandens
• D. trifoliata
دِریْس (derris)
گیاهی بالارونده و نیام دار (← نیام)، با نام علمی Derris elliptica، از تیرۀ پروانه آسایان، در جنوب شرقی آسیا. ریشۀ این گیاه مادۀ روتنون دارد که حشره کش نیرومندی است.