لغت نامه دهخدا
دریس. [ دِ ] ( اِ ) دریش. ( آنندراج ). نام بازیی است. نوعی از بازی. ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). و رجوع به دریش شود.
دریس. [ دِ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان حومه بخش مرکزی شهرستان کازرون. واقع در 10هزارگزی شمال باختری کازرون کنار راه شوسه کازرون به بوشهر، با 464 تن سکنه. آب آن از قنات و رودخانه شاپور تأمین می شود. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 7 ).
دریس. [ دُ ] ( اِخ ) نام دو ناحیه از نواحی قدیم یونان است یکی در نزدیکی تِسالیا که ناحیه ای کوهستانی است و دیگری در سواحل غربی آسیای صغیر که جزایر رُدس وکُس و غیره از جمله آن بشمار میرفته است. ( ترجمه تمدن قدیم فوستل دکولانژ ص 476 ).