اریامن

لغت نامه دهخدا

اریامن. [ اَ م ِ ] ( اِخ ) آریامن. امیرالبحر خشیارشا، و او سرداری رشید و شجاع و عادل بود. در جدال سالامین ، تمیستوکل با او مصاف داد. امیرالبحر مزبور بر یک کشتی بزرگ سوار بود و از آنجا تگ مترجر تیر و زوبین بر یونانیان میبارید، چنانکه از بالای دیواری ببارند. در این احوال آمیناس از اهل دِسِل و سوسیکلس از اهل پِدیه ، چنان با حرارت به او حمله کردند که دو کشتی بیکدیگر چسبیدند. اریامن بکشتی دشمن جست و پس از جدال ممتدی دو تن آتنی مزبور با ضربت های زوبین آنقدر فشار به او دادند، تا بالاخره او را بدریا افکندند. آرت میز، چون نعش او را در میان دیگر نعشها در دریا دید، آنرا بلند کرده بخشیارشا رسانید. ( ایران باستان ص 826 ).

فرهنگ فارسی

امیرالبحر خشایارشا

فرهنگ اسم ها

اسم: آریامن (پسر) (فارسی) (تاریخی و کهن) (تلفظ: āriyā man) (فارسی: آريامن) (انگلیسی: ariya man)
معنی: آرامش دهنده، خوشبختی دهنده، ( اَعلام ) نام فرمانده ی ناوگان خشایارشاه که سرداری رشید و شجاع در جنگ «سالامین» بود، ( در اعلام ) نام فرمانده ی ناوگان خشایارشاه که سرداری رشید و شجاع در جنگ ' سالامین' بود، دریا سالار خشایارشاه پادشاه هخامنشی

دانشنامه عمومی

آریامن (ساتراپ کاپادوکیه). آریامن یکم ( یونانی باستان: Ἀριάμνης Ariámnēs؛ ( حکومت از ۳۶۲–۳۵۰ پ. م. ) ساتراپ کاپادوکیه تحت فرمانروایی شاهنشاهی هخامنشی بود. دیودور سیسیلی، پسر داتامش و پدر آریارات یکم و برادر اوروفرنس ( هولوفرنس ) بود، دیودور می گوید که آریامن پنجاه سال حکومت کرد. پسرش آریارات یکم نیز ساتراپ بعدی کاپادوکیه بود.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم