خرشاد. [ خ ُ ] ( اِ ) خرشا. آفتاب. خورشید. ( ناظم الاطباء ) ( از برهان قاطع ) : گشته از فیض تابش خرشاد کوه در سبز و بوم و بر آباد.روحانی ( از فرهنگ جهانگیری ).
فرهنگ معین
(خُ ) (اِ. ) خورشید.
فرهنگ عمید
= خورشید
فرهنگ اسم ها
اسم: خرشاد (دختر، پسر) (فارسی) معنی: خورشید، آفتاب، از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر خراد از سرداران خسروپرویز پادشاه ساسانی