ارتهان

لغت نامه دهخدا

ارتهان. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) گرو گرفتن. ( منتهی الارب ). گرو ستدن. بگرو ستاندن. بگرو فاستدن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ). گرو کردن : و چون ملکی یا ناحیتی مسلم شدی صاحب آن ملک را بر سبیل ارتهان بخوارزم آوردندی. ( جهانگشای جوینی ).

فرهنگ معین

(اِ تِ ) [ ع . ] (مص م . ) گرو گرفتن .

فرهنگ عمید

به گرو گرفتن، گرو کردن، گروگان گیری.

ویکی واژه

گرو گرفتن.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم
فال کارت فال کارت استخاره کن استخاره کن فال شمع فال شمع فال آرزو فال آرزو