لغت نامه دهخدا
عرشیان بانگ و علی الناس زنند
پاسخ از خلق سمعنا و اطعنا شنوند.خاقانی.عرشیان سایه حقش دانند
اختران نور مطلقش دانند.خاقانی.تا به دور دولت او گشت شروان خیروان
عرشیان فیض روان بر خیروان افشانده اند.خاقانی.ز بند جهان داد خود راخلاص
به معشوقی عرشیان گشت خاص.نظامی.