شهرخ

لغت نامه دهخدا

شهرخ. [ ش َ رُ ] ( اِ مرکب ) مخفف شاهرخ. رجوع به شاهرخ شود.

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱ - رخ شطرنج . ۲ - کشت دادن شاه و زدن رخ .

فرهنگ اسم ها

اسم: شهرخ (پسر) (فارسی) (تلفظ: šah rox) (فارسی: شهرخ) (انگلیسی: shah rokh)
معنی: شاهرخ، ( = شاهرخ )
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم