سواد کردن. [ س َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) نوشتن و از روی مکتوب و نوشته اصلی نوشتن.( ناظم الاطباء ). نقل نوشتن از قباله و رقم و حکم و جز آن و گویند این رقم را سواد کنید. ( از آنندراج ). مبیضه کردن. نسخه برداشتن. استنساخ کردن : اخلاق تو سواد همی کرد آسمان پر شد بیاض دفتر دیوان روزگار.اوحدالدین انوری ( از آنندراج ).دیوان بنده را که امینا سواد کرد تنها در او نه شعر مجرد نوشته ست.شیخ آذری.