لغت نامه دهخدا
سقلمه. [ س ُ ق ُ م َ / م ِ ] ( ترکی، اِ ) ضربه ای که با نوک ابهام زنند آنگاه که انگشتان را فراهم آرند. مشت گره کرده برای زدن کسی. ( یادداشت مؤلف ).
- سقلمه خوردن.
- سقلمه زدن.
سقلمه. [ س ُ ق ُ م َ / م ِ ] ( ترکی، اِ ) ضربه ای که با نوک ابهام زنند آنگاه که انگشتان را فراهم آرند. مشت گره کرده برای زدن کسی. ( یادداشت مؤلف ).
- سقلمه خوردن.
- سقلمه زدن.
(سُ قُ مَ یا مِ ) [ تر. ] (اِ. ) = سقرمه: ضربتی که با مشت به پهلوی کسی زنند.
ضربه ای که با مشت بسته به پهلوی کسی بزنند.
سغلمه، ضربه که بامشت بسته به پهلوکسی بزنند
( اسم ) ضربتی که با مشت بسته زنند در حالی که سر انگشت از میان دو انگشت سبابه و وسطی بیرون آمده باشد.
سُقُلمِه ( انگلیسی: Nudge ) کتابی نوشته برنده جایزه نوبل اقتصاد، ریچارد تیلر و کَس سانستاین است. در این کتاب نحوه تصمیم گیری غیر منطقی و انتخاب های غیرعقلانی مردم بررسی شده است.
سقرمه: ضربتی که با مشت به پهلوی کسی زنند.