روحان

لغت نامه دهخدا

روحان. [ رَ ] ( اِخ ) موضعی است به بلاد بنی سعد. ( منتهی الارب ). گویند دورترین بلاد بنی سعد است ، و بقول دیگر زمین و وادیی در یمامه است. جریر گفته است :
ترمی بأعینها نجداً و قد قطعت
بین السلوطح و الروحان صوانا
یا حبذا جبل الریان من جبل
و حبذا ساکن الریان من کانا.( از معجم البلدان ).

فرهنگ فارسی

موضعی است ببلاد بنی سعد

فرهنگ اسم ها

اسم: روحان (پسر) (فارسی، عربی) (تلفظ: rohan) (فارسی: روحان) (انگلیسی: rohan)
معنی: پاک و مقدس
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم