رابحه

لغت نامه دهخدا

( رابحة ) رابحة. [ ب ِ ح َ ] ( ع ص ) تأنیث رابح ؛ تجارةٌ رابحة؛ خرید و فروخت با سود. ( منتهی الارب )( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). سودمند. ( مهذب الاسماء ).

فرهنگ عمید

= رابح

فرهنگ فارسی

۱ - ( اسم ) مونث رابح . ۲ - با سود سود آور .

فرهنگ اسم ها

اسم: رابحه (دختر) (عربی) (تلفظ: rabehe) (فارسی: رابحه) (انگلیسی: rabehe)
معنی: با سود، سود آور
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم