دیا

لغت نامه دهخدا

دیا. ( یونانی ، پیشوند ) مزیدمقدمی است یونانی بمعنی با، از، من ، به ، در وسط، درفاصله و غیره چنانکه در دیامرون ، دیافرغما، دیاسقولیطوس ، دیاقورا و دیافنطس و غیره. ( یادداشت مؤلف ).
دیا. ( اِ ) بیرون. ( بلهجه طبری ). ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

بیرون .

فرهنگ اسم ها

اسم: دیا (دختر) (کردی) (تلفظ: diya) (فارسی: دیا) (انگلیسی: diya)
معنی: نور چشم

دانشنامه عمومی

دیا (استان آمور). دیا ( به لاتین: Deya ) یک منطقهٔ مسکونی در روسیه است که در استان آمور واقع شده است.
دیا (خواننده). دیا ( به انگلیسی: Dia ) ( زاده ۱۲ ژوئن ۱۹۹۲ ) خواننده اهل کره جنوبی است.
او عضو گروه کیس اند کرای است.
دیا (گروه موسیقی). دیا ( به انگلیسی: Dia ) گروه موسیقی کره ای است.
دیا حرفه رسمی خود را در سپتامبر 2015 با اهنگ Somehow از آلبوم Do It Amazing شروع کردند.
دیا (نرم افزار). دیا ( به انگلیسی: Dia ) یک نرم افزار آزاد برای رسم نمودار است. به کمک این برنامه می توان انواع مختلف فلوچارت، مدار شبکه، مدار الکتریکی، مدار منطقی، جبر رابطه ای و … را رسم کرد. دیا جزئی از پروژه گنوم به حساب می آیند و به زبان برنامه نویسی سی نوشته شده است. این برنامه می تواند خروجی های مختلف تحت قالب های پی ان جی، اس وی جی و … تولید کند.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم