لغت نامه دهخدا
درختک. [ دِ رَ ت َ ] ( اِ مصغر ) مصغر درخت. ( آنندراج ). درخت پست. درخت کوتاه. گلبن. ( ناظم الاطباء ). درخت خرد. بته. بوته. درختچه. ثُمنُش. ( یادداشت مرحوم دهخدا ).
درختک. [ دِ رَ ت َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان ورزق بخش داران شهرستان فریدن، واقع در 5هزارگزی خاور داران و 3هزارگزی راه ماشین رو دامنه به بوئین، با 410 تن سکنه. آب آن از قنات و چشمه و راه آن فرعی است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 10 ).