خجسته لقا. [ خ ُ ج َ ت َ / ت ِ ل ِ ] ( ص مرکب ) خجسته طلعت. خجسته رو. آن که طلعتش خجسته است. آنکه لقایش خجسته است : مهرگانش خجسته باد چنان کو خجسته پی و خجسته لقاست.فرخی.و در موضع سقاة هر خوش پسری... خجسته لقایی... کمر بر میان بسته. ( تاریخ جهانگشای جوینی ). دلیل راه شو ای طایر خجسته لقا که دیده آب شد از شوق خاک آن درگاه.حافظ.
فرهنگ فارسی
خجسته طلعت خجسته رو
فرهنگ اسم ها
اسم: خجسته لقا (دختر) (فارسی، عربی) (تلفظ: kh.-leqā) (فارسی: خجستهلقا) (انگلیسی: khojaste-legha) معنی: آن که چهره ای فرخنده و مبارک دارد، ( مجاز ) زیبارو، خجسته ( فارسی ) + لقا ( عربی ) خوش سیما، خوشرو