لغت نامه دهخدا
ارمیان. [ اِ ] ( اِ ) نشادر. رجوع به ارمینا شود.
ارمیان. [ ] ( اِخ )نورد بن سام ( ابن نوح ) را دو پسر بود: یکی را نام آذرباد و دیگر را ارمیان، و ایشانند که آذربایگان و ارمنیه بنامشان منسوبست، ونسل مردم این هر دو زمین به آذرباد و ارمیان ابنا نورد کشد واﷲ اعلم. ( مجمل التواریخ و القصص ص 149 ).