لغت نامه دهخدا
ابیلی. [ اُ ] ( ع اِ ) نامی از نامهای زنان عرب.
ابیلی. [ اَ لی ی ] ( ع ص، اِ ) اَبیل. سر زاهدان نصاری:
و ما ابیلی علی هیکل
بناه و صلَّب فیه و صارا.( از جوالیقی ).
ابیلی. [ اُ ] ( ع اِ ) نامی از نامهای زنان عرب.
ابیلی. [ اَ لی ی ] ( ع ص، اِ ) اَبیل. سر زاهدان نصاری:
و ما ابیلی علی هیکل
بناه و صلَّب فیه و صارا.( از جوالیقی ).
ابیلی ( به فرانسوی: Abilly ) یک کمون در فرانسه با جمعیت ۱٬۱۰۴ نفر است که در Canton of Descartes واقع شده است.