لغت نامه دهخدا
قره ولی. [ ق َ رَ وَ ] ( اِخ ) دهی از دهستان چهاراویماق بخش قره آغاج شهرستان مراغه واقع در 3500 گزی جنوب خاوری قره آغاج و 52 هزارگزی جنوب شوسه مراغه به میانه. موقع جغرافیایی آن کوهستانی و معتدل است. سکنه آن 117 تن. آب آن از چشمه و محصول آن غلات و زردآلو. شغل اهالی زراعت و صنایع دستی زنان جاجیم بافی است. راه مالرو دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).
قره ولی. [ ق َ رَ وَ ] ( اِخ ) دهی ازدهستان چمچمال بخش صحنه شهرستان کرمانشاهان واقع در 20 هزارگزی جنوب باختری صحنه و 3 هزارگزی جنوب شوسه کرمانشاه به همدان. موقع جغرافیایی آن دشت و هوای آن سردسیر است. سکنه آن 150 تن. آب آن از رودخانه ٔگاماساب و محصول آن غلات، حبوبات، توتون. شغل اهالی زراعت است. راه مالرو دارد. تابستان از طریق فراش اتومبیل میتوان برد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).