لغت نامه دهخدا لرزانی. [ ل َ ] ( حامص ) عمل لرزان. حالت و چگونگی لرزان. در حالت لرز و لرزیدن. لرزندگی : بزرگ امید خردامید گشته به لرزانی چو برگ بید گشته.نظامی.