لغت نامه دهخدا ( فریداً ) فریداً. [ ف َ دَن ْ ] ( ع ق ) بتنهایی. فریداً وحیداً. ( از یادداشتهای مؤلف ).
فرهنگ اسم ها اسم: فریدا (دختر) (فارسی، عربی) (تلفظ: faridā) (فارسی: فَريدا) (انگلیسی: farida) معنی: منسوب به فرید، یگانه، یکتا، بی نظیر، بی مانند، ( فرید، ا ( پسوند نسبت ) )