لغت نامه دهخدا
میمونک.[ م َ مو / م ِ مو ن َ ] ( اِ مصغر ) ( از: میمون + «ک » تصغیر ) مصغر میمون. || یکی از اجزای توپهای قدیم که برای هدف گیری از آن استفاده میشده است: چون نظر به توپخانه کرده دانست که میمونک قرار نداده اند پس بخدمت خواندگار آمده عرض نمود که... این توپخانه را هرگاه خالی کنند ضرر به سپاه روم نخواهد رسانید. ( عالم آرای شاه اسماعیل نسخه خطی ص 386 ).