لغت نامه دهخدا
اندر سکاهن شب و نیلاب آسمان
نو جامه دورنگ به هر مه برآورید.خاقانی.
نیلاب. ( اِخ ) رود سند. ( ناظم الاطباء ) ( فرهنگ فارسی معین ). رجوع به سند شود.
نیلاب. ( اِخ ) نام شهر جندی شاپور است و آن نیلاط بوده درقدیم. ( از معجم البلدان ). رجوع به جندی شاپور شود.، ( نیل آب ) نیل آب. ( اِ مرکب ) آب نیل. رجوع به نیلاب شود :
چو گلنارگون کسوت آفتاب
کبودی گرفت از خم نیل آب.نظامی.