لغت نامه دهخدا مینوش. [ م َ / م ِ ] ( نف مرکب ) می نوشنده. نوشنده می : هوش نگذاشت به سر آن لب مینوش مرابا چنان هوش ربائی چه کند هوش مرا.صائب ( از آنندراج ).
فرهنگ اسم ها اسم: مینوش (دختر) (فارسی) (تلفظ: minush) (فارسی: مینوش) (انگلیسی: minush) معنی: می نوشنده، نوشنده می