مهرفروغ. [ م ِ ف ُ ] ( ص مرکب ) با فروغی چون مهر. || مجازاً، زیبا. جمیل. تابناک : حافظ از شوق رخ مهرفروغ تو بسوخت کامکارا نظری کن سوی ناکامی چند.حافظ.
فرهنگ فارسی
با فروغی چون مهر یا مجازا زیبا
فرهنگ اسم ها
اسم: مهر فروغ (دختر) (فارسی، عربی) (طبیعت، کهکشانی) (تلفظ: m.-foruq) (فارسی: مِهرفروغ) (انگلیسی: mehr-forugh) معنی: ترکیب دو اسم مهر و فروغ ( خورشید و روشنی )، با فروغی چون مهر، ( به مجاز ) زیبا و تابناک