گلینه.[ گ ِ ن َ / ن ِ ] ( ص نسبی ، اِ ) آنچه از ظروف و اوانی که از گل پخته یا ناپخته درست کنند : گفت ما مردمانیم پیشه ما گلینه کردن است و سفال بسیار بکرده ایم. ( تفسیر ابوالفتوح رازی ص 250؛ سوره بقره ).
فرهنگ فارسی
( صفت ) منسوب به گل چیزی که از گل ساخته باشند : از آنجا برفت بدر سرای دیگر شد گفت : ما مردمانیم پیش. ما گلینه کردن است و سفال بسیار بکرده ایم ...
فرهنگ اسم ها
اسم: گلینه (دختر) (فارسی) (طبیعت، گل) (تلفظ: goline) (فارسی: گلينه) (انگلیسی: goline) معنی: گلین، به رنگ گل سرخ، ه ( پسوند نسبت ) )، منسوب به گلین، و