ویان

لغت نامه دهخدا

ویان. [ وِ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان حاجیلو از بخش کبودرآهنگ شهرستان همدان. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).

فرهنگ فارسی

ده دهستان حاجی لو بخش کبودر آهنگ شهرستان همدان . در ۱۶ کیلومتری جنوب قصبه کبودر آهنگ یک کیلومتری جنوب شوسه همدان و تهران . جلگه و سردسیر . ۱۴٠٠ تن سکنه دارد . محصولش غلات صیفی انگور میوه . لبنیات . صنایع دستی زنان قالیبافی است .

فرهنگ اسم ها

اسم: ویان (دختر) (کردی) (تلفظ: vayan) (فارسی: ویان) (انگلیسی: vayan)
معنی: دلربا، محبت، علاقة، عشق ( نگارش کردی
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم