لغت نامه دهخدا پری وار. [ پ َ ] ( ص مرکب ) مانند پری. چون پری. پریوش :یکی خوی و لطفی پریوار داشت یکی روی در روی دیوار داشت.سعدی ( بوستان ).
فرهنگ اسم ها اسم: پری وار (دختر) (فارسی) (تلفظ: parivār) (فارسی: پَريوار) (انگلیسی: parivar) معنی: پریوش، پری فش، مانند پری، زیبا، ( پری، وار ( پسوند شباهت ) )، پری گونه، پری مانند