یفر

لغت نامه دهخدا

یفر. [ ی َ ف ِ ] ( اِ ) خاقان چین. ( ناظم الاطباء ). رجوع به یغر شود. || شاه و شاهنشاه. ( ناظم الاطباء ). بیانکی می گوید فارسی است به معنی امپراطور و شاهنشاه. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

خاقان چین شاه و شاهنشاه

دانشنامه عمومی

شهر یفر در ایالت نیدرزاکسن در شمال کشور آلمان واقع شده است.

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی یَفِرُّ: فرار می کند
ریشه کلمه:
فرر (۱۱ بار)
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم
فال پی ام سی فال پی ام سی فال اعداد فال اعداد فال تاروت فال تاروت فال حافظ فال حافظ