لغت نامه دهخدا
- نفخت صور ؛ دردمیدن صور :
گیتی به مثل سرای کار است
تاروز قیام و نفخت صور.ناصرخسرو.
نفخة. [ ن َ خ َ ] ( ع اِ ) یک بار دمیدن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). واحد نفخ است. رجوع به نفخ و نفخه شود. || آماس شکم. ( منتهی الارب )( دهار ) ( آنندراج ). نُفخَة. نِفخَة. ( منتهی الارب ).