ناپاک رای

لغت نامه دهخدا

ناپاک رای. ( ص مرکب ) گم راه. بدنیت. بداراده. کسی که تدبیر و رای وی درست نباشد. ( ناظم الاطباء ). بداندیش.بداندیشه. که اندیشه پاک ندارد. که اندیشه اش غلط است. که صاحب فکر پاک نیست. خبیث. بدنیت :
به آسایش و نیکنامی گرای
گریزان شو از مرد ناپاک رای.فردوسی.مرانام خوانند ناپاک رای
ترا مرد هشیار نیکی فزای.فردوسی.نداند که شاه جهان کدخدای
نخواند مرا پیر ناپاک رای.فردوسی.

فرهنگ عمید

آن که رای و تدبیرش درست نباشد، بداندیشه، [قدیمی، مجاز] بداندیش.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم