سست رایی

لغت نامه دهخدا

سست رایی. [ س ُ ] ( حامص مرکب ) عمل سست رای. بی تدبیری :
که رای و بزرگان گوایی دهند
نه از بیم و از سست رایی دهند.فردوسی.کتاب از دست دادن سست رایی است
که اغلب خوی مردم بیوفایی است.سعدی.

فرهنگستان زبان و ادب

سست رأیی
{electoral volatility} [علوم سیاسی و روابط بین الملل] حالتی در رأی دهندگان که باعث می شود گرایش خود را در انتخابات به احزاب مختلف مکرر تغییر دهند یا مشارکت و عدم مشارکتشان تا لحظۀ آخر مورد تردید باشد
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم
فال آرزو فال آرزو فال ابجد فال ابجد فال راز فال راز فال عشق فال عشق