مارن

لغت نامه دهخدا

مارن. [ رِ ] ( ع اِ ) نرمه بینی. ( دهار ). بینی یا سر آن یا نرمه بینی. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ). بینی و گویند کناره آن و گویند آن قسمت از بینی که نرم باشد و آن جزء استخوان بینی است. ج ، موارن. ( از اقرب الموارد ). به معنی سربینی آن قدر که نرم باشد. ( غیاث ). قسمت نرم از بینی. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). || ( ص ) نیزه نرم. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
مارن. ( اِخ ) ایالتی است که در مشرق منطقه پاریس واقع است و بوسیله رودمارن مشروب می شود. مرکز آن «شالون سورمارن » و شهرهای عمده آن «اپرنای »، «ریمس »، «سنت منه هولد» و «ویتری لوفرانسوا» است. این ایالت 5 ناحیه و 33 بخش و 643 دهستان و 8205 کیلومتر مربع وسعت و 485388 تن سکنه دارد. قسمت شرقی این ایالت جنگلی است و بیشتر مردم آن به امور کشاورزی و تولید لبنیات اشتغال دارند. درقسمت غربی این سرزمین که «ریمس » و «اپرنای » و... راتشکیل می دهد امور صنعتی رایج است و دو پنجم سکنه آن سرگرم امور صنعتی هستند. صنایع این نقاط بیشتر در زمینه مواد غذائی و پارچه بافی و تصفیه فلزات و الکترونیک و امور مربوط به شراب سازی است. ( از لاروس ).
مارن. ( اِخ ) رودی است در فرانسه که از فلات «لانگر» سرچشمه گرفته و «شامون » ، «ویتری لوفرانسوا» و «شالون سورمارن » ، «اپرنه » ، «شاتوتیری » و «مو» را مشروب می سازد و وارد رود سن می گردد. ( از لاروس ).

فرهنگ فارسی

رودیست در فرانسه که از تپه های [ لونگر ] سرچشمه میگیرد و پس از مشروب ساختن نواحی [ شومون ] [ ویتری ] و [ شالون ] به رود [ سن ] میریزد . درازای مارن ۵۲۵ کیلومتر است .
رودی است در فرانسه که از فلات لانگر سرچشمه گرفته

دانشنامه عمومی

مارن ( به انگلیسی: marl ) گونه ای خاک کلسیم کربنات است که چندین نوع مواد معدنی و آراگونیت در خود دارد. در اصطلاح علمی مارن به خاک هایی گفته می شود که دارای ۳۵ تا ۶۵ درصد رس، و ۶۵ تا ۳۵ درصد کربنات اند. در صورت سنگ شدگی خوب به آن مارن استون گویند.
مارن (رود). مَرن ( به فرانسوی: Marne ) رودی است که از شامپاین - آردن سرچشمه می گیرد و به سن می ریزد. این رود از کشور فرانسه می گذرد.
مارن (شهر). شهرستان مارن ( به فرانسوی: Marne ) در ناحیه شامپانی آردن در کشور فرانسه واقع شده است.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم