لغت نامه دهخدا
فران. [ ف َ ] ( اِخ ) آبی است مر بنی سلیم را. ( منتهی الارب ). آبی است بنی سلیم را که آن را معدن فران گویند و بدانجا مردم بسیاری است. منسوب است به فران بن بلی بن عمروبن الحاف بن قضاعة... ( از معجم البلدان ).
فران. [ ف َرْرا ] ( اِخ ) بلادی است وسیع به مغرب. ( منتهی الارب ).
فران. [ ف َ ] ( اِخ ) ابن بلی. از بنی قضاعة است. ( منتهی الارب ) ( از معجم البلدان ).