لغت نامه دهخدا
سلام علیک. [ س َ مُن ْ ع َ ل َ ] ( ع جمله اسمیه دعایی ) درود بر تو : گفتند که سلام علیک معشوق طوسی خوش هستی. ( انیس الطالبین ص 141 ).
- سلام علیک داشتن ؛ سلام علیک کردن.
سلام علیک. [ س َ مُن ْ ع َ ل َ ] ( ع جمله اسمیه دعایی ) درود بر تو : گفتند که سلام علیک معشوق طوسی خوش هستی. ( انیس الطالبین ص 141 ).
- سلام علیک داشتن ؛ سلام علیک کردن.
درود بر تو.
( جمله اسمی ) رود برتو بادا . : گویند سلام علیک چنانک کسی کسی را بدرود کند . توضیح آهو خانم وزن چادر سفید با شرم حضور و نزاکت ..با هم سلام و علیک و احوالپرسی کردند .
درود بر تو
سلام علیک (شهرستان اوزکند). سلام علیک ( به لاتین: Salamalik ) یک منطقهٔ مسکونی در قرقیزستان است که در شهرستان اوزکند واقع شده است. سلام علیک ۱٬۵۸۸ نفر جمعیت دارد و ۱٬۲۸۸ متر بالاتر از سطح دریا واقع شده است.