شادبخت

لغت نامه دهخدا

شادبخت. [ ب َ ] ( ص مرکب ) خوش بخت. نیکبخت :
از رفتن مهد شرف خزران شود مهد کنف
بس شادبخت است آنطرف شادی شروان بادهم.خاقانی.

فرهنگ عمید

خوش بخت، نیک بخت.

فرهنگ اسم ها

اسم: شادبخت (دختر) (فارسی) (تلفظ: š.-bakht) (فارسی: شادبخت) (انگلیسی: shad-bakht)
معنی: خوشبخت، نیک بخت
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم