لغت نامه دهخدا
قاپوچی. ( ترکی ، ص مرکب ، اِ مرکب ) ( از قاپو ترکی + چی به معنی مدیر ) . حاجب. دربان. ( آنندراج ). بواب. آذن.
قاپوچی. ( ترکی ، ص مرکب ، اِ مرکب ) ( از قاپو ترکی + چی به معنی مدیر ) . حاجب. دربان. ( آنندراج ). بواب. آذن.
[ تر. ] (اِمر. ) دربان ، حاجب .
در دوره صفوی و پس از آن، دربان.
دربان
( صفت اسم ) حاجب دربان بواب .
دربان، حاجب.