قابل انتقال

لغت نامه دهخدا

قابل انتقال. [ ب ِ ل ِ اِ ت ِ ]( ص مرکب ) آنچه بتوان به دیگری منتقل کرد. انتقال پذیر. || ملک... منقول. در مقابل غیرمنقول.

فرهنگ فارسی

آنچه بتوان بدیگر منتقل کرد انتقال پذیر .

فرهنگستان زبان و ادب

{transmissible} [علوم سلامت] ویژگی آنچه میتواند از فرد یا گونه ای به دیگری منتقل شود
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم