لغت نامه دهخدا
فارادی. [ دِ ] ( اِخ ) مایکل. رجوع به فاراده شود.
فارادی. [ دِ ] ( اِخ ) مایکل. رجوع به فاراده شود.
فارادی (دهانه). فارادی یک دهانه برخوردی در ماه است.
این دهانه ۶ دهانه اقماری دارد.
فارادِی (faraday)
یکای بار الکتریکی، برابر با بار یک مول الکترون. این یکا برابر ۱۰۴×۹.۶۴۸ کولن۲ است.