تجهیز

لغت نامه دهخدا

تجهیز. [ ت َ ] ( ع مص ) دوانیدن اسب را بروی. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). || ساختن جهاز عروس و لشکر و مرده و مسافر و غازی و مانند آن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از آنندراج ) ( از اقرب الموارد ) ( از قطر المحیط ) ( از غیاث اللغات )( از فرهنگ نظام ) : و لما جَهزَهُم بجهازِهِم قال َ ائتونی باَخ لکم من ابیکم. ( قرآن 59/12 ).

فرهنگ معین

(تَ ) [ ع . ] (مص م . ) ۱ - آراستن ، آماده کردن . ۲ - آماده کردن لشکر.

فرهنگ عمید

۱. مجهز کردن.
۲. آماده کردن اسباب کاری مانندِ سازوبرگ لشکر.

فرهنگ فارسی

آماده ومهیاکردن، اسباب کاری، بسیج کردن
۱- ( مصدر ) ساختن آراستن آماده کردن ( جهاز عروس لشکر مسافر و غیره ) . ۲- بسیج کردن ( لشکرها ) بسیجیدن ( سپاهیان ) . جمع : تجهیزات یاتجهیز عساکر. بسیج کردن لشکرها.

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] فراهم آوردن ساز و برگ چیزی را تَجهیز می گویند.
تجهیز میت، نایب و رزمنده به کار رفته؛ لیکن کاربرد رایج آن مورد نخست است که به معنای فراهم آوردن مقدّمات دفن میّت از قبیل غسل دادن، کفن کردن و نمازگزاردن بر او است. از این عنوان در بابهای طهارت، حج و جهاد سخن رفته است.
تجهیز درطهارت
تجهیز میّت مسلمان بر هر مکلفی واجب کفایی است. برخی، آن را بر ولیّ میّت واجب عینی و در صورت خودداری یا نبود وی، بر سایر مسلمانان واجب کفایی دانسته اند. بنابر قول به وجوب کفایی، تجهیز میّت توسط غیر ولیّ ـ به قول مشهور ـ منوط به اذن ولیّ است و اگر ولیّ از دادن اذن به دیگری خودداری کند، خود نیز اقدام به تجهیز ننماید، در اینکه اذن گرفتن از ولیّ ساقط می شود یا حاکم شرع در صورت امکان، ولیّ را بر یکی از دو امر ـ اقدام به تجهیز یا اذن دادن ـ وادار می کند و درصورت عدم امکان، غیر ولیّ با اذن حاکم اقدام به تجهیز می کند، اختلاف است.
هزینه تجهیز
هزینه تجهیز میّت از اصل مال (ترکه)، پیش از پرداخت بدهیها، وصایا و تقسیم ارث برداشت می شود. هزینه تجهیز زن در صورت توانایی شوهر بر عهده او است.
اجرت تجهیز
...

ویکی واژه

آراستن، آماده کردن.
آماده کردن لشکر.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم