لغت نامه دهخدا
تکبر هم پلنگ آمد، غضب مار است و کین افعی
همان آزار خوکی دان ، و حرص و آز چون موران.ناصرخسرو.فضل را دشوار آمد که او با صلف و تکبر بودی. ( تاریخ برامکه ).
تکبر عزازیل را خوار کرد.سعدی.با دوستان خویش نگه می کند چنانک
سلطان نگه کند به تکبر سپاه را.سعدی.