لغت نامه دهخدا
هم نگذرم بکویت هم ننگرم برویت
دل ناورم بسویت اینک چک تبرّا .کسائی.آنگه که مجرد شوی نیاید
از تو نه تولاّ و نه تبرّا.ناصرخسرو.گیرم که عروس غم تو نامزد ماست
وصل تو ز ما خط تبرّا چه ستاند؟خاقانی.علی اﷲ از بد دوران علی اﷲ
تبرا از خدا دوران تبرّا.خاقانی.پیشت آرم هفت مردان را شفیع
کز دو عالمْشان تبرّا دیده ام.خاقانی ( دیوان چ عبدالرسولی ص 293 ).در ره او بی سر و پا میروم
بی تبرّا و تولاّ میروم.عطار.و علج کسانی اند که از ما تبرّا کرده اند و نصب عداوت ما نموده اند. ( تاریخ قم ص 207 ).