لغت نامه دهخدا
- بیداء فنا ؛ کنایه از دنیا است. ( انجمن آرا ).
- یوم البیداء ؛ از قدیمترین ایام ، جنگهاست عرب را که میان حمیر و کلب رخ داده است و اعراب را درباره آن اشعار بسیار است. ( از مجمع الامثال میدانی ).
بیداء. [ ب َ ] ( اِخ ) زمینی است هموار مابین مکه و مدینه. ( منتهی الارب ). نام موضعی است بین مکه و مدینه. ازهری گوید میان مسجدالحرام و مسجدالنبی زمین همواریست که آنرا بیداء خوانند. در حدیث است ، ان قوماً یغزون البیت فادا نزلوا البیداء بعث اﷲ علیهم جبریل ( ع ) فیقول یا بیداء ابیدیهم فتخسف بهم. ( از لسان العرب ).