تخلیص
فرهنگ معین
فرهنگ عمید
۲. [قدیمی] رها کردن، آزاد ساختن، خلاص کردن.
۳. [قدیمی] خالص کردن، ویژه گردانیدن.
فرهنگ فارسی
۱-( مصدر ) خلاصه کردن خلاصه گرفتن . جمع تخلیصات .
دانشنامه آزاد فارسی
جداسازی اجزای مخلوط های جامدات، با گرم کردن آن ها تا دمایی که در آن ترکیب هایی با نقاط ذوب پایین خالص می شوند.
ویکی واژه
خلاصه و مختصر کردن.
خالص کردن.