لغت نامه دهخدا
رازقی و ملاحی و خزری
بوزری و گلابی و شکری.نظامی.|| می. ( از اقرب الموارد ). رازقیه. || تخم کتان است و از آن روغن گیرند. ( برهان ) ( آنندراج ). || پنبه. ( از مفردات ابن البیطار ). || کتان. ( ابن البیطار ذیل رازقی ).
رازقی. [ زِ ] ( ع ص نسبی ) منسوب به رازق. || ضعیف. ( اقرب الموارد ). سست و ضعیف از هر چیزی. ( منتهی الارب ).