خرافه

فرهنگ عمید

هریک از خرافات.

فرهنگ فارسی

حدیث، باطل، سخن بیهوده، یاوه، خرافات جمع
خرافت . خرا ( کلمه در حین ویرایش پاک گردید ) خراخر .
نام مردی پری زده از قبیله عذره بوده است و او آنچه از پریان می دید نقل می کرد و مردم او ار بدروغ می پنداشتند و باور نداشتندی و گفتندی هذا حدیث خرافه و هی حدیث مستملح کذب .

دانشنامه عمومی

خرافه (شهر). خرافه ( به هلندی: Grave ) یک شهرستان در هلند است که در برابانت شمالی واقع شده است. خرافه ۱۰ متر بالاتر از سطح دریا واقع شده است.

دانشنامه آزاد فارسی

خُرافه
باوری همگانی معمولاً مرتبط با بداقبالی و غالباً با عواقبِ سوء کارهای به ظاهر پیش پا افتاده. خرافات در جوامعی شکل می گیرند که در آن ها اعتقاد به روح ریشه دار و مبتنی بر اجرای مناسک و تشریفات باشد و همچنین در جوامعی که برخی از اعداد بدیمن انگاشته شوند، نظیر عدد سیزده و ارتباط آن با عیسی مسیح و دوازده حواری او، ازجمله یهودای اسخریوطی در شام آخر. اصطلاح خرافه همچنین غالباً به عقاید و کارهایی اطلاق می شود که فرد آن ها را نمی پذیرد؛ اما در واقع زمانی باید آن را به کار برد که چنین اعتقادات و کارهایی با آنچه جامعه عقلانی قلمداد می کند مباینت داشته باشند.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم