خودساز

لغت نامه دهخدا

خودساز. [ خوَدْ / خُدْ ] ( ص مرکب ) آنکه به تهذیب نفس خود کوشد. ( یادداشت مؤلف ). ج ، خودسازان :
هلاک سیل فنایند خانه پردازان
به آب و گل نکنند التفات خودسازان.صائب ( از آنندراج ).
خودساز. ( نف مرکب ) کسی که کلاه خود و مغفر سازد. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ عمید

آن که صورت یا سیرت خود را آراسته است.

فرهنگ فارسی

کس که کلاه خود و مغفر سازد

دانشنامه آزاد فارسی

رجوع شود به:خودپرور
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم