حواله
فرهنگ عمید
۲. پول یا جنسی که به موجب نوشته ای به کسی واگذار می شود تا از فرد دیگری بگیرد، برات.
* حواله دادن: (مصدر متعدی )
۱. پرداخت پول یا جنسی را به عهدۀ کسی گذاشتن.
۲. نوشته به دست کسی دادن که برود پولی یا جنسی را از دیگری بگیرد.
فرهنگ فارسی
۱ - ( مصدر ) سپردن . ۲ - ( اسم ) آنچه بکسی واگذار گردد چیزی که بعهد. دیگری محول شود . ۲ - پول یا جنسی که بموجب نوشته ای بشخصی واگذار شود تا از دیگری دریافت دارد .
دانشنامه عمومی
حواله بر اساس سنت های اسلامی است، اما استفاده از آن منحصر به مسلمانان نیست. در ابتدایی ترین نوع سیستم حواله، پول از طریق شبکه ای از کارگزاران حواله یا حواله دارها منتقل می شود. انتقال پول در این سیستم بدون جابجایی واقعی آن است. در واقع یک تعریف درست از سیستم حواله که استفاده می شود «انتقال پول بدون جابجایی پول» است.
ویژگی منحصر به فرد این سیستم این است که هیچ نوع سفته ای بین واسطه حواله رد و بدل نمی شود و معامله به طور کامل بر اساس اعتماد و اعتبار انجام می شود. از آنجایی که این سیستم به قابلیت اجرای حقوقی دعاوی وابسته نیست، می تواند حتی در غیاب محیط قانونی و حقوقی نیز کار کند. حواله برای مشتریان جذاب است زیرا انتقال سریع و راحت وجوه را فراهم می کند، معمولاً با کارمزدی بسیار کمتر از کارمزد بانک ها . دبی برای چندین دهه به عنوان یک مرکز برای معاملات حواله در سراسر جهان برجسته بوده است.
دانشنامه آزاد فارسی
دانشنامه اسلامی
واژه عربی حواله، از ریشه حول، به معنای تغییر یافتن، جابه جا شدن و دگرگونی است.
معنای اصطلاحی
در اصطلاح فقه و حقوق ، عقدی است که به موجب آن، دین از ذمه مدیون به ذمه شخص ثالث انتقال مییابد و به تعبیر برخی، بدهکار (اصطلاحاً: مُحیل) طلبکار خود (مُحتال) را برای دَین خود به شخصی دیگر (مُحالٌ عَلَیه) ارجاع میدهد.
← انتقال حق
عقد حواله یکی از شیوه های انتقال تعهد از راه انتقال دَین به شمار می رود، زیرا با انتقال دین از ذمه محیل به محالٌ علیه، تعهد محیل به پرداخت دین به محالٌ علیه منتقل می شود.
← قانون رومیان
...
[ویکی اهل البیت] عقد حواله از جمله عقود معین در نظام حقوق اسلامی است در فرایند این عقد اسلامی ذمه فرد مدیون بری و ذمه فرد دیگر مشغول خواهد شد .
حواله در لغت از ریشه حول و به معنای انتقال دادن می¬باشد. در اصطلاح حقوقی نیز عقدی است که به موجب آن طلب فردی از ذمّۀ شخص مدیون به ذمه فرد دیگری منتقل می شود. مدیون را محیل یا حواله کننده و طلب¬کار را محتال و شخص ثالثی که حواله را می¬پذیرد، محال علیه می نامند. عقد حواله بین محیل و محتال منعقد شده و با قبول محال علیه (شخص ثالث) تکمیل می شود. «حواله محقق نمی شود مگر با رضای محتال و قبول محال علیه». (مفاد ماده 725 قانون مدنی)
در عقد حواله محیل به محتال مدیون می¬گردد؛ در غیر این صورت چنین عقدی حواله نخواهد بود و می تواند به عنوان قرارداد خصوصی مطرح شود. البته لازم نیست که محال علیه نیز به محیل بدهکار باشد، یعنی اگر شخصی به دیگری حواله دهد که قرض مرا بپرداز، لزوماً او نباید بدهکار باشد تا قزض او را پرداخت کند، بلکه طبق ماده 727 قانون مدنی در این صورت محال علیه در حکم ضامن است. همچنین لازم نیست که محال علیه مالدار باشد؛ «در صحت حواله ملائت (مالدار بودن) محال علیه شرط نیست ولی اگر هنگام عقد، محتال جاهل بر اعسار محال علیه باشد، حق فسخ خواهد داشت».(مفاد ماده 729 قانون مدنی) مورد حواله باید دین و در ذمّه ثابت شده باشد تا بتوان آن را منتقل کرد.
1)انتقال دین از ذمّه محیل به محال علیه.
2)نتقال طلب محیل از محال علیه به محتال.
اگر محال علیه به محیل مدیون نباشد فقط دارای بعد اول خواهد بود.
1) برائت ذمّۀ محیل (مدیون)؛ بنابراین رابطۀ حقوقی بین مدیون و دائن قطع شده و به جای آن رابطۀ حقوقی میان دائن (محتال) و محال علیه ایجاد می شود و این عمل با قبول محال علیه خواهد بود.
2) اشتغال ذمّه محال علیه؛
ویکی واژه
vaglia
حوالة نک حوالت.