ترد
فرهنگ معین
فرهنگ عمید
۲. نازک.
۳. [قدیمی] تروتازه.
فرهنگ فارسی
۱-تر و تازه لطیف ۲ - آنچه که زود شکسته گرددزود شکن
شکننده و نازک و رقیق و بی دوام . زود شکن . شکننده . سست مقابل چغر .
دانشنامه اسلامی
ریشه کلمه:
ردد (۵۹ بار)
ویکی واژه
croccante
تر و تازه.
هر چیزی که زود شکسته گردد.