لغت نامه دهخدا
ربات. [ رَ ] ( ع اِ ) پشته و بلندی. ( آنندراج ) ( اقرب الموارد ). ربا. رباة. ربی. پشته. تپه. کوه. کوه کوچک. ( ناظم الاطباء ).
ربات. [ رَب ْ با ] ( ع اِ ) ج ِ رَبّة. ( ناظم الاطباء ). || ج ِ رابیة. ( متن اللغة ).
- ربات ِ حِجال ؛ زنان حجله ها. بانوان حرم : التفات نمودن به ربات حجال لایق کرم و فتوت رجال نبود. ( سندبادنامه ص 70 ). و هر کس ازربات حجال در دست رجال آمدند. ( تاریخ جهانگشای جوینی ).